خانه
گاما

درسنامه آموزشی دین و زندگی (1) کلاس دهم عمومی کلیه رشته ها

درس 11: دوستی با خدا

بازدید158/4 K
تاریخ بروزرسانی1400/10/11

نقش محبت

محبت و دوستی سرچشمه بسیاری از تصمیم‌ها و کارهای انسان است. فعالیت‌هایی که آدمی در طول زندگی انجام می‌دهد ریشه در دلبستگی‌ها و محبت‌های او دارد و همین محبت‌هاست که به زندگی آدمی جهت ‌دهد. به هر میزان که محبت شدیدتر باشد، تأثیر آن نیز در زندگی عمیق‌تر و گسترده‌تر است؛ مثلاً کسی که دوستدار ثروت است، سمت و سوی همه کارهای خود را رسیدن به ثروت قرار می‌دهد. کسی که شیفته‌ی مد است، دل مشغولی شب و روز او دست یافتن به آخرین مدهاست و کسی که محبوب و معشوق خود را دانشمند یا هنرمندی قرار می‌دهد، ظاهر و حتی سبک زندگی خود را شبیه وی می‌سازد.

چقدر می‌ارزیم؟!

عده‌ای از اندیشمندان صاحب نام در علوم انسانی، در یکی از کشورهای اروپایی جمع شده بودند تا درباره‌ی موضوع «معیار ارزش واقعی انسان» بحث و تبادل نظر کنند.

دلیل انتخاب این بحث این بود که ما برای سنجش ارزش بسیاری از موجودات، معیار خاصی داریم؛ مثلاً معیار ارزش طلا به عیار آن، معیار ارزش درخت میوه به کیفیت محصول آن و معیار ارزش مزرعه، میزان حاصل‌خیزی آن است؛ در این میان، ارزش انسان را با چه معیاری باید سنجید؟

هر کدام از جامعه‌شناسان در این باره حرف‌هایی زدند و معیارهای خاصی ارائه دادند. وقتی نوبت به من رسید، به جایگاه رفتم و گفتم: اگر می‌خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد، ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می‌ورزد. کسی که عشقش یک آپارتمان است، در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشین است، ارزشش به همان میزان است، اما کسی که عشقش خداوند متعال است، ارزشش به اندازه خداست. با تمام شدن حرفم تمامی جامعه شناسان حاضر در جلسه برای چند دقیقه بلند شدند و برایم دست زدند. وقتی تشویق آنها تمام شد، گفتم: عزیزان! این کلام من نبود. بلکه از شخصی به نام علی است. ایشان می‌فرماید:

ارزش هر انسانی به اندازه‌ی چیزی است که دوست می‌دارد. 

وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه‌ی احترام به شخصیت حضرت علی (ع) از جا بلند شدند و با تعجب نام ایشان را بر زبان جاری می‌کردند. 

تا در طلب گوهر کانی، کانی

تا در هوس لقمه‌ی نانی، نانی

این نکتهٔ رمز اگر بدانی، دانی

هر چیز که در جستن آنی، آنی

فعالیت کلاسی (صفحه‌ی 112 مشترک و 118 انسانی)

 

پیامبر اکرم (ص): هر کس در روز قیامت با محبوب خود محشور می‌شود. 
با توجه به حدیث بالا بگویید چرا در روز قیامت انسان با همان‌هایی که در دنیا آنها را محبوب خود قرار داده است، همراه و هم‌نشین می‌شود و به سرانجام همان‌ها دچار خواهد شد؟ 
چون که تمامی کار‌ها در سمت و سوی و جهت آن محبوب قرار می‌گیرد. مانند دوست داشتن ثروت و ...

محبت به خدا

اگر انسان دل به سرچشمه‌ی کمالات و زیبایی‌ها سپارد، و قلب خود را جایگاه او کند، زندگی‌اش رنگ و بوی دیگری می‌یابد و هر میزان که ایمان انسان به خدا بیشتر شود، محبت وی نیز به خدا بیشتر می‌شود. عشق و محبت الهی افسردگی، ترس و یأس را از بین می‌برد و به انسان نشاط، شجاعت و قدرت می‌بخشد. محبت الهی، تنبل را چالاک و زرنگ، بخیل را بخشنده، کم طاقت را صبور می‌کند و سرانجام آدمی را از خودخواهی به ایثار و از خودگذشتگی می‌رساند. عشق به خدا چون اکسیری است که مرده را حیات می‌بخشد و زندگی حقیقی به وی عطا می‌کند.این همه تحول به این دلیل است که قلب انسان جایگاه خداست و جز با خدا آرام و قرار نمی‌یابد.

امام صادق می‌فرماید: قلب انسان حرم خداست؛ در حرم خدا غیر خدا را جا ندهید.
از همین‌رو، قرآن کریم یکی از ویژگی‌های مؤمنان را، دوستی و محبت شدید آنان نسبت به خدا می‌داند:

وَ مِنَ النّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دونِ اللّٰهِ اَندادًا یُحِبّونَهُم کَحُبِّ اللّٰهِ وَ الَّذینَ آمَنوا اَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ سوره‌ی بقره، آیه‌ی 165
و بعضی از مردم همتایانی را به جای خدا می‌گیرند آنان را دوست می‌دارند مانند دوستی خدا اما کسانی که ایمان آورده‌اند به خدا محبت بیشتری دارند.

آثار محبت به خدا و راه‌های افزایش آن 

پیروی از دستورات خداوند، دوستی با دوستان او و بیزاری از دشمنانش بخشی از آثار محبت به خداست. البته بین محبت به خدا و این آثار رابطه‌ای دوسویه است؛ یعنی همان‌طور که محبت خدا موجب بروز این آثار می‌شود، تداوم و استمرار در پیروی از دستورات خداوند و عشق ورزیدن به دوستان و برائت از دشمنانش، موجب تقویت محبت انسان به خدا نیز می‌شود.

1- پیروی از خداوند: نمی‌شود انسان از صمیم دل کسی را دوست داشته باشد اما از فرمانش سرپیچی کند. این سرپیچی نشانه‌ی عدم صداقت در دوستی است.

برخی می‌گویند: اگر قلب انسان با خدا باشد، کافی است و عمل به دستورات او ضرورتی ندارد، آنچه اهمیت دارد، درون و باطن انسان است، نه ظاهر او. اما این توجیه، با کلام خداوند سازگار نیست.خداوند، عمل به دستوراتش را که توسط پیامبر ارسال شده است، شرط اصلی دوستی با خود اعلام می‌کند:

قُل اِن کُنتُم تُحِبّونَ اللّٰهَ فَاتَّبِعونی یُحبِبکُمُ اللّٰهُ وَ یَغفِر لَکُم ذُنوبَکُم وَ اللّٰهُ غَفورٌ رَحیمٌ سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 31
بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهانتان را ببخشد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.

امام صادق فرمودند:

ما اَحَبَّ اللّٰهَ مَن عَصاه؛
کسی که از فرمان خدا سرپیچی می‌کند، او را دوست ندارد. 

خداوند در خواسته‌هایش فقط و فقط به مصلحت ما نظر دارد. او خیرخواهانه به ما هشدار می‌دهد و ما را به کارهایی که به نفع ماست، راهنمایی می‌کند. حتی اگر احساس کنیم انجام برخی دستورات خداوند برای ما دشوار است، باید مطمئن باشیم که این دستور برای رستگاری ما ضروری است.

تفکر در احادیث (صفحه‌ 114 کتاب مشترک)

 

اگر ما کسی را دوست داشته باشیم، تلاش می‌کنیم هر آنچه را او دوست دارد انجام دهیم تا علاقه‌ی خود را به او نشان دهیم و خود را بیشتر به او نزدیک کنیم. با توجه به احادیث زیر بگویید برای اینکه رابطه‌ی دوستی خود را با خدا بیشتر کنیم، چه کارهایی را باید انجام دهیم.

خداوند، بنده‌ی گناهکار توبه کننده را دوست دارد. 
خداوند، انسان با حیایِ بردبارِ باعفّتی را که پاکدامنی می‌ورزد، دوست دارد. 
خداوند، رسیدگی به دل سوختگان و درماندگان را دوست دارد. 
خداوند، کسی که جوانی‌اش را در اطاعت او بگذراند، دوست دارد. 
خداوند، زیبایی و آراستگی را دوست دارد. 

همان سه عامل افزایش محبت به خدا:
1) پیروی از خدا           2) دوستی با دوستان خدا                     3) بیزاری و دشمنی با دشمنان خدا

2- دوستی با دوستان خدا: اگر می‌خواهیم محبت خداوند در دلمان خانه کند، باید محبت کسانی را که رنگ و نشانی از او دارند و خداوند محبت و دوستی آنان را به ما توصیه کرده، در دل جای دهیم و هر میزان که این علاقه بیشتر و قوی‌تر باشد، محبت ما نیز به خدا فزون‌تر می‌شود. انبیا و اولیای الهی و مجاهدان راه حق و آنان که در مسیر بندگی خدا حرکت کردند، دوستان خداوند هستند و برترین این دوستان، رسول خدا(ص) و اهل بیت ایشان می‌باشند که با تمام وجود به خدا عشق ورزیدند و زندگی خود را در اطاعت کامل خداوند سپری کردند. دوستی با آنان، همان دوستی با خداوند و محبت به آنان در مسیر محبت به خداوند است. البته این دوستی و محبت نیز بایستی همچون محبت به خدا، همراه با عمل و پیروی از آنان باشد.

3- بیزاری از دشمنان خدا و مبارزه با آنان: عاشق روشنایی، از تاریکی می‌گریزد و آ نکس که به دوستی با خدا افتخار می‌کند، با هرچه ضد خداست، مقابله می‌نماید. او دوستدار حق و دشمن باطل است.

عاشقان خدا پرچمدار مبارزه با ستم و ستمگران بوده‌اند. همه‌ی پیامبران، از حضرت نوح (ع) و حضرت ابراهیم (ع) تا پیامبر اسلام (ص) زندگی خود را در مبارزه با ستم و پلیدی گذراندند و پرچم مبارزه را از نسلی به نسل بعد منتقل کردند. نمی‌شود کسی دوستدار خداوند باشد؛ امّا زشتی و ستم را در جامعه ببیند و سکوت اختیار کند.

از این‌رو، «جهاد در راه خدا» در برنامه‌ی تمام پیامبران الهی بوده و بیشتر آنان در حال مبارزه با ستمگران به شهادت رسیده‌اند. امروزه نیز مشاهده می‌کنیم که مستکبران و ستمگران برای رسیدن به منافع دنیایی خود، حقوق ملت‌ها را زیر پا می‌گذارند و آنان را از حقوقشان محروم می‌کنند. رنج و محرومیت مردم فلسطین، یمن، سوریه، عراق، بحرین و… نمونهٔ آشکاری از رفتار مستکبران است که جز با مبارزه، برطرف نخواهد شد.

در نتیجه، دینداری، با دوستی خدا آغاز می‌شود و برائت و بیزاری از دشمنان خدا را به دنبال می‌آورد. اگر کسی بخواهد قلبش را خانه‌ی خدا کند، باید شیطان و امور شیطانی را از آن بیرون کند. جمله‌ی «لا اله الا الله» که پایه و اساس بنای اسلام است، مرکب از یک «نه» و یک «آری» است: «نه» به هر چه غیر خدایی است و «آری» به خدای یگانه.

پس دینداری بر دو پایه استوار است: تولیّ (دوستی با خدا و دوستان او) و تبرّی (بیزاری از باطل و پیروان او). هرچه دوستی با خدا عمیق‌تر باشد، نفرت از باطل هم عمیق‌تر است.

امام خمینی برمبنای همین تحلیل، به مسلمانان جهان این‌گونه سفارش می‌کنند: 
«باید مسلمانان، فضای سراسر عالم را از محبت و عشق نسبت به ذات حق و نفرت و بغض عملی نسبت به دشمنان خدا لبریز کنند».

بررسی (صفحه‌ی 116 کتاب مشترک و 122 انسانی)

 

با بررسی دنیای امروز، بزرگ‌ترین دشمنان خدا و متجاوزان به حقوق انسان‌ها را معرفی کنید و سپس راه‌های مؤثر برای مقابله با آنان را که همه‌ی ستمدیدگان جهان بتوانند انجام دهند، پیشنهاد دهید. هم اکنون دولت‌ها، گروه‌ها و مردمی وجود دارند که به طریق مختلف با تجاوز به حقوق انسان‌ها و دشمنی با دوستان خداوند به بزرگ‌ترین دشمنان خداوند تبدیل شده‌اند که از آن جمله می‌توان به ایالات متحده‌ی آمریکا، رژیم غاصب صهیونیستی، عربستان صعودی، گروهک داعش و ... اشاره کرد که را مؤثر مقابله با آنان ایجاد دوستان خداوند حول محور «الله» است.

اندیشه و تحقیق (صفحه‌ی 118 کتاب مشترک و 124 انسانی)

 

1- برخی افراد، مخالف دستورات خداوند مانند نماز نیستند اما با بهانه‌های مختلف، از انجام آن شانه خالی می‌کنند، آیا این افراد می‌توانند ادعا کنند که ما خدا را دوست داریم؟ چرا؟ 
بیزاری از دشمنان خدا و بیزاری با آنان، تفکر در آیات الهی، دعا و مناجات و درخواست از خداوند.

2- برای تقویت بیزاری از باطل و بی‌تفاوت نبودن در مقابل باطل صفتان چه می‌توان کرد؟ 
ابتدا باید دوستی خداوند را در دل و جان خود پرورش دهیم و سپس از دشمنان خدا اعلام برائت و بیزاری نماییم و در این مسیر اگر ضرورت داشته باشد از بخشش جان و مال نیز دریغ نداشته باشیم.

3- چگونه می‌توان دریافت که در دوستی با خدا و دشمنی با بدی‌ها صادق هستیم؟ 
با سنجش میزان دین‌داری خود. چرا که دینداری با دوستی خدا آغاز می‌شود و برائت و بیزاری از باطل و دشمنان خدا را به دنبال دارد. دوستی با خداوند آثار و تجلیاتی دارد که اگر این آثار موجود شود، انسان می‌تواند دریابد که در دوستی با خداوند صادق است، کسی می‌تواند بگوید با خدا دوست است که ببیند واقعاً دوستان خدا را هم دوست دارد. همچنین از دستورات خداوند پیروی می‌کند و گناه انجام نمی‌دهد و بالاخره با کسانی که دشمن خدا هستند، دشمنی قلبی و عملی دارد.

4- فردی می‌گوید: «اساس دین بر محبت است؛ بنابراین دل مسلمانان نباید جایگاه کینه و نفرت از کسی باشد»؛ شما با او موافقید یا خیر؟ چرا؟ 
خیر، چگونه انسان می‌تواند نسبت به بزرگترین دشمنان خدا و متجاوزان به حقوق انسان‌ها بی‌تفاوت باشد و هر روز ظلم و جنایت آنها را مشاهده کند و به آنها محبت نیز داشته باشد؟ این در شرایطی است که انسان نیز مانند آنها خواهان ظلم و ستم باشد و این دور از رفتار مسلمانی است.

پیشنهاد (صفحه 118 کتاب مشترک و 124 انسانی)

 

1- در زندگی پیامبران و امامان و مجاهدان راه خدا تحقیق کنید و نمونه‌هایی از اشتیاق آنها به حق و مبارزه‌شان با زشتی و باطل را نشان دهید. 
قیام امام حسین (ع) علیه حکومت یزید، مبارزه‌ی پیامبر (ص) علیه حکومت قریش در مکّه، قیام حضرت ابراهیم (ع) بر حکومت نمرود، قیام حضرت موسی (ع) بر حکومت نمرود و مبارزه‌ی حضرت علی (ع) علیه معاویه.

2- امام خمینی که از پیروان راستین پیامبر اکرم (ص) بود، زندگی خود را در مبارزه با ستم و باطل گذراند. آیا می‌توانید نمونه‌هایی از این مبارزه‌ها را بیان کنید؟ 
مخالفت با لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی در رژیم طاغوت، اعتراض و مخالفت با لایحه‌ی کاپیتولاسیون، سخنرانی علیه شاه و یکسان دانستن او با یزید، مبارزه با رژیم صهیونیستی اسرائیل، آمریکا و انگلیس.

درس 9: دوستی با خدا